منوی اصلی


آرشیو موضوعی


لینک دوستان


قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin

آرشیو ماهانه


لوگوی ما

زندگی من


لوگوی دوستان


بر چسب ها




پیری و ازدواج شما

ارسال نظر(0)

 

من به زودی یک برنامه تلویزیونی که در لس آنجلس پخش شده است را فراموش نخواهم کرد که به موضوع پیری اختصاص داده شده است. این یکی از آن مستندهای غیرمعمول بود که باعث می شود مسیر خود را برای همیشه در حافظه بیننده بگذارد. موضوع برنامه نیم ساعته یک زن هشتاد و هشت ساله به نام الیزابت هولت هارتفورد بود. او در یک اتاق کوچک یک هتل پراکنده در بخش زاغه نشین لس آنجلس زندگی می کرد. خدمه فیلم برای این ایستگاه خانم هارتفورد را به نمایش درآوردند تا از مشکلات پیرمردان فقیر و فقیر که در بخش مرکزی شهر ساکن هستند ، نمایشی کند. اگرچه او چروکیده و تعظیم می کرد ، اما خانم هارتفورد کاملاً شفاف و فصیح بود. پیام او هنوز در گوش من حلقه می کند و به نظر می رسید: "شما مرا پیرزن باستانی می بینید ، اما من می خواهم چیزی را به شما بگویم. این من در اینجا هستم. من تغییر نکرده ام ؛ من فقط درون آن گیر کرده ام. این بدن و من نمی توانم بیرون بروم. این به من آسیب می رساند و به درستی حرکت نمی کند و هر وقت سعی می کنم کاری انجام دهم خسته می شود. اما من واقعی آن چیزی نیست که شما می بینید. من یک زندانی در درون این بدن فروپاشی هستم. " .

الیزابت هولت هارتفورد دیگر زندانی نیست. او چند ماه بعد درگذشت ، و خاکستر بدن بدنش در بین بوته های گل رز در نزدیکی هتل لرزانش پراکنده شد.

در این مرحله باید یک عقیده شخصی با هر یک از شما در میان بگذارم. گذشته از پیش بینی زندگی ابدی در آن طرف قبر ، پیری جبران و تسلیت چندانی نمی دهد. این اغلب یک تجربه ناهموار است ، مملو از تنهایی ، بیماری ، فقر و عزت نفس پایین. وانمود کردن در غیر این صورت انکار واقعیتی است که در پشت در هر خانه برای سالمندان وجود دارد. به نظر می رسد مرگ هرگز به زمان مناسب نمی رسد. خیلی زود یا خیلی دیر می آید.

با این حال ، آن مسیحیان خوش شانس که با اطمینان خاطر می یابند که دنیای جدید و بهتری در انتظار فراتر از قبر است ، ظلم و بدبینی جای خود را به انتظار و امید می دهد. ضربان قلب نهایی برای آنها پایان نیست - این یک آغاز بزرگ است. اگر من تا آن زمان زنده بمانم ، قصد دارم یکی از آن پیرمردهای باشم.

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



3 نقطه تعارض در ازدواج

ارسال نظر(0)

 

اگر یک عصرانه می توانستم با هر شخص سپری کنم ، هیچ کس در دنیا از زن من پیشی نمی گرفت. ما در درک متقابل رشد کرده ایم به طوری که بندرت دعوا و استدلال لازم است. با این وجود ، من و شیرلی یک بار با یک دعوا درگیر شدیم و سه مفهوم مجزا پدیدار شد که ممکن است در ازدواج شما به شما کمک کند.

1. نادرست ارتباط از مفروضات مختلف حاصل می شود.

من فرض کرده بودم که مسئولیت من به عنوان زن و شوهر از سر گرفته نمی شوند تا زمانی که فرصتی برای استراحت و بهبودی خود به من داده نشود (پس از یک سفر کاری طولانی که عوارض آن را به من داده است). این یک انتظار معقول بود اما با فرض شرلی تفاوت داشت. او احساس کرد که وظیفه من در خانه پایان دادن به بازگشت من است و من با طلوع آفتاب شنبه ، مسئولیت بار شانه های خسته او را می پذیرم. این یک فرض معقول بود اما با من هماهنگ نبود.

من باید می گفتم ، "شرلی ، من می دانم که این شش هفته گذشته در خانه اینقدر ناخوشایند بودی ، و قصد دارم به شما کمک کنم تا مسائل را به هم نزدیک کنید. اما من می خواهم از شما بخواهم تا چند روز دیگر مرا بفهمید. من خسته تر از همیشه که هستم را خسته می کنم و حتی درگیر گفتگو نیز دشوار هستم. اگر به من اجازه دهید برای چند روز سوراخ شوم ... چند بازی فوتبال را تماشا می کنم و می خوابم ... من مسئولیت های داخلی من را در اولین قسمت از هفته آینده انتخاب کنید. "

شرلی این خواسته را می فهمید و به آن احترام می گذاشت. به همین ترتیب ، اگر او به من گفته بود ، "جیم ، این شش هفته گذشته در خانه بسیار جنجالی بوده است. من می دانم که شما نمی توانستید به آن کمک کنید ، اما ما حضور شما در اینجا را از دست دادیم. در اسرع وقت ، من نیاز دارم شما می توانید با بچه ها درگیر شوید ، و برای همین موضوع ، من می خواهم در کنار شما هم باشم. علاوه بر این ، یک کار وجود دارد که من نمی توانم انجام دهم که من از شنبه صبح شنبه قدردانی خواهم کرد. می بینید ، چتر کثیف است و - "

توضیح مختصر به من کمک می کند تا وضعیت شیرلی را درک کنم. اما ما اجازه دادیم فرضیه های مختلف ناگفته باقی بمانند.

ازدواج های بد از فرضیات متفاوت بین زن و شوهر اشباع شده است. اصطکاک در جایی اتفاق می افتد که آن دیدگاههای متنوع با هم برخورد می کنند. یکی از اهداف مشاوره ازدواج این است که از طریق دیدگاه های مختلف در جستجوی سازش و هماهنگی کار کنید.

2. خصومت در بسیاری از ازدواج ها بیان مستقیم صدمات عمیق است.

با بازگشت به درگیری من با شرلی ، به یاد داشته باشید که هیچ یک از ما به دنبال صدمه زدن به شخص دیگر نبودیم. عصبانیت اولیه ما ناشی از بدخواهی یا کینه ورزی نبود ، بلکه به دلیل احساس ناحق بوده است. این وضعیت اغلب زمینه ساز درگیری زناشویی است. روح زخمی شدن باعث عصبانیت و نارضایتی می شود و منجر به سخنان مخرب بین زن و شوهر می شود.

بیایید در میان یک نبرد وحشتناک ، یک زوج را ملاقات کنیم. او در حال فریاد توهین به او است و او می گوید که متوسط ​​ترین اعتراضات به او بازمی گردد. ناظران ممکن است از این موضوع مطلع شوند که مشکل اساسی آنها خشمگین نیست. هر دوی آنها از رفتار شخص دیگری صدمه دیده اند. اتهاماتی که آنها به جلو و عقب می کشند ، صرفاً واکنش دردهای درونی است. با این وجود ، سخنان آنها برای تعمیق زخم های اصلی و تشدید درد مفید است. این یک چرخه شریر می شود.

این چرخه می تواند شکسته شود اگر یکی از مبارزان بتواند شجاعت صحبت کردن در مورد درد خودش را داشته باشد ، نه اینکه ناراحتی شریک زندگی خود را افزایش دهد.

"جان ، من این غذای خوشمزه را پختم ... سه ساعت در آشپزخانه گذراندم ... آنوقت حتی زنگ زدید که بگویید دیر می کنید. این احساسات مرا آزار داد و باعث شد احساس کنم شما به من احترام نمی گذارید ""

جان می تواند آن پیام را دریافت کند بدون آنکه در پاسخ چیزهای مضر بگوید. اما اگر مریم او را "غیرمسئولانه ، بیهوش ، بی قلب و دقیقاً مثل مادرت" بنامد ، خطوط نبرد ترسیم می شود. درک پویایی درگیری می تواند به کاهش خصومت در هنگام بروز اختلافات کمک کند.





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



نحوه جلوگیری از قفل کردن شاخ ها با همسر خود

ارسال نظر(0)

سؤال: دکتر دوبسون ، من و همسرم گاهی اوقات درگیری می کنیم که هیچکدام از ما واقعاً نمی خواهیم بحث کنیم. من حتی مطمئن نیستم که چگونه اتفاق می افتد. ما فقط خودمان را پیدا می کنیم که شاخ ها را قفل می کنیم و بعدا احساس بدی می کنیم. چرا نمی توانیم حتی وقتی می خواهیم همراه شویم؟

پاسخ: برای پاسخ به این سؤال ، باید درباره شرایطی که این دو نفر را خاموش کرده است ، بیشتر بدانم. بهترین کاری که من می توانم انجام دهم توصیف یکی از متداول ترین منابع درگیری بین افرادی است که به یکدیگر متعهد هستند. من آن را تجربه "فرضیات متفاوت" می نامم. بگذار توضیح بدهم.

هنگامی که زن و شوهر یکدیگر را درگیر درگیری عصبانی می کنند ، غالباً توسط شخص دیگر صدمه دیده ، رد می شوند و مورد حمله قرار می گیرند. اما وقتی این نبردها به صورت عینی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند ، اغلب می بینیم که هیچ یک از طرف ها واقعاً هدف قرار دادن طرف مقابل را ندارند. درد ناشی از توهین عمدی نیست بلکه از پیامدهای طبیعی دیدن چیزها از زوایای مختلف ناشی شده است.

به عنوان مثال ، یک مرد ممکن است تصور کند که شنبه روز او برای بازی گلف یا تماشای بازی در تلویزیون است زیرا او تمام هفته سخت کار کرده و شایسته یک روز مرخصی است. چه کسی می تواند او را سرزنش کند؟ اما ممکن است همسرش به طور موجه تصور کند که او باید بچه ها را برای چند ساعت از دستان خود دور کند ، زیرا او تمام هفته بینی خود را پاک می کند و پوشک را عوض می کند. امروز شایسته استراحت بود و انتظار داشت که او این امتیاز را به او بدهد. باز هم ، این یک فرض کاملا معقول است. هنگامی که این چشم اندازهای منحصر به فرد با هم برخورد می کنند ، حدود ساعت هشت صبح روز شنبه ، جرقه ها شروع به پرواز می کنند.

چگونه می توانید از فشارهای ناشی از فرضیه های مختلف در خانه جلوگیری کنید؟ با اطمینان از اینکه شما و همسرتان تعجب آور نیستید. اگر ببینیم به موقع فرا می رسد ، بیشتر ما می توانیم با هر چیزی کنار بیاییم.

 

پس از پایان جنگ

 

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



ازدواج بدون دعوا

ارسال نظر(0)

سؤال: دکتر دابسون ، فکر می کنید شوهرها و همسران متاهل با خوشحالی باید بتوانند بدون جنگ زندگی مشترک داشته باشند؟

جواب: نه. سالمترین ازدواج ها زنانی هستند که زوج یاد گرفته اند چگونه بجنگند - چگونه تهویه خشم را بدون پاره کردن یکدیگر از هم جدا کنند. بین نبرد سالم و ناسالم تفاوت وجود دارد. در یک ازدواج ناپایدار ، دشمنی معمولاً مستقیماً در شخصیت شخص شریک می شود: "شما هرگز کاری درست انجام ندادید ؛ چرا من تا به حال با شما ازدواج کردم؟" "شما فوق العاده گنگ هستید و هر روز بیشتر شبیه مادرتان می شوید." اظهارنظرهای شخصی در قلب ارزش شخصی شخص اعتصاب کرده و تحولات داخلی ایجاد می کند.

از طرف دیگر ، درگیری سالم بر موضوعی که اختلافات آغاز شده است متمرکز شده است: "شما سریعتر از آنچه من می توانم آن را بدست آورم ، خرج می کنید. "وقتی من به من نگو ​​، من را ناراحت می کند که برای شام دیر می شود." "من شرمنده شدم که شما شب گذشته من را احمقانه به مهمانی نگاه کردم."

توانایی مبارزه صحیح ممکن است مهمترین مفهومی باشد که توسط افراد تازه متولد آموخته می شود. کسانی که هرگز تکنیک را درک نمی کنند ، معمولاً با دو گزینه جایگزین باقی می مانند: (1) عصبانیت و خشم را به سمت سکوت به سمت خود بگردانید ، جایی که در طی سالها فرو می رود و انباشته می شود ، یا (2) در شخصیت شخص همسر خود منفجر می شود. دادگاه های طلاق در هر دو گروه توسط زوجین به خوبی نشان داده شده است.

اکنون نرخ طلاق در آمریکا بالاتر از سایر کشورهای متمدن است. حتی آزار دهنده تر این است که میزان طلاق برای مسیحیان فقط کمی پایین تر از جمعیت کل است. چطور ممکن است چنین باشد؟ عیسی به پیروان خود آموخت که دوست داشتنی ، دوستانه ، مسئولیت پذیر از نظر اخلاقی ، خود نظم گرا ، صادق و قابل احترام باشند.

حقیقت این است ، همان شرایطی که ازدواج های غیر مسیحی را نابود می کند ، می تواند در خانه های مومنان نیز کشنده باشد. متداول ترین قاتل ازدواج ظریف و موذی است. بگذار توضیح بدهم.

یک مرد به ندرت ابتدا به دنبال مشاوره ازدواج است و وقتی این کار را انجام می دهد ، به دنبال انگیزه دیگری است که همسرش در پی آن است. او می آید زیرا ازدواجش دیوانه وار است. او می آید زیرا همسرش او را دیوانه رانندگی می کند.

اگرچه جزئیات متفاوت خواهد بود ، ناامیدی که از او ارتباط می گیرد با الگوی کاملاً فرسوده مطابقت دارد. چیزی شبیه به این خواهد بود

من و جان وقتی ازدواج کردیم عمیقا عاشق شدیم. ما در طول دو یا سه سال اول به خصوص با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کردیم ، اما من می دانستم که او مرا دوست دارد و او می دانست که من او را دوست دارم. سپس چیزی شروع به تغییر کرد.

وی یک تبلیغی دریافت کرد که وی را ملزم به ساعات طولانی تر کرد. ما به پول احتیاج داشتیم ، بنابراین وقت دیگری را که او می گذشت مهم نیستیم. او آنقدر خسته است که می توانم صدای پاهایش را بشنوم. من چیزهای زیادی برای گفتن او دارم ، اما او خیلی دوست ندارد صحبت کند. بنابراین من شام او را تعمیر می کنم و او آن را به تنهایی می خورد. سپس او چند ساعت تلویزیون را تماشا می کند و به رختخواب می رود. سه شنبه شب او بسکتبال بازی می کند. صبح شنبه او با دوستانش گلف بازی می کند. سپس روز یکشنبه در کلیسا هستیم.

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



بگذار عشق تو از جعبه خارج شود

ارسال نظر(0)

 

چه چند روز ، هفته‌ها یا ماهها بعد از عروسی ، اتفاقاتی رخ می دهد که "این احساس گوزن" است. به نظر می رسد یک زن و مرد فقط بادبانهای دریایی عاشقانه خود را از دست می دهند. همیشه اتفاق نمی افتد ، اما خیلی اوقات اتفاق می افتد.

مشکلات آنها مرا به یاد دریانوردان در روزهای عروق چوبی می اندازد. ملوانان در آن دوران از ترس زیاد بودند ، از جمله دزدان دریایی ، طوفان ها و بیماری ها. اما بزرگترین ترس آنها این بود که کشتی ممکن است با Doldrums روبرو شود. Doldrums منطقه‌ای از اقیانوس در نزدیکی خط استوا بود که با وزش باد آرام و بسیار سبک تغییر مکان داشت. این می تواند به معنای مرگ برای کل خدمه باشد. غذا و آب کشتی با خاموش شدن روزها یا حتی چند هفته خسته می شوند و منتظر نسیم هستند تا آنها را به مسیر خود برگردانند.

خوب ، ازدواج هایی که زمانی هیجان انگیز و دوست داشتنی بودند نیز می توانند در دلخوشی های عاشقانه گیر بیفتند و باعث مرگ آهسته و دردناک رابطه می شوند. اما لازم نیست چنین باشد. نویسنده داگ فیلدز در کتاب خلاقیت عاشقانه خود می نویسد: "دوستیابی و عاشقانه شدن همسرتان می تواند آن الگوهای را تغییر دهد و این می تواند بسیار سرگرم کننده باشد. البته یک حل سریع برای یک ازدواج راکد وجود ندارد ، اما می توانید کنار بگذارید. بهانه و شروع به تاریخ عزیزم. " در حقیقت ، شما ممکن است بخواهید دوباره مانند یک نوجوان فکر کنید. بگذار توضیح بدهم.

برای لحظه ای دیوانگی روزهای دوست یابی خود را به یاد بیاورید - نگرش کوی ، معاشقه ، خیالات ، تعقیب و گریز بعد از این جایزه. از آنجا که از مهربانی به سمت ازدواج حرکت کردیم ، بیشتر ما احساس کردیم که باید بزرگ شویم و بازی را پشت سر بگذاریم. اما ممکن است ما آنقدر که می خواهیم فکر کنیم بلوغ نداشته باشیم.

از بعضی جهات ، روابط عاشقانه ما همیشه برخی از خصوصیات جنسی بودن نوجوان را به همراه خواهد داشت. بزرگسالان هنوز عاشق هیجان تعقیب و گریز ، فریب غیرقابل دستیابی ، هیجان جدید و کسل کننده با قدیمی هستند. البته تکانه های نابالغ در یک رابطه متعهد کنترل و به حداقل می رسند ، اما هرگز به طور کامل از بین نمی روند.

این می تواند به شما در حفظ نشاط در ازدواج کمک کند. وقتی اوضاع بین شما و همسرتان کمرنگ شده است ، شاید برخی از ترفندهای قدیمی را به خاطر بسپارید. صبحانه در رختخواب چطور؟ بوسه ای در باران؟ دوباره آن نامه های قدیمی عشق را با هم هدایت می کنید؟ یک شب در رختخواب و صبحانه؟ باتلاق سرخ شده توسط آتش باز؟ آشپزی یک وعده غذایی با هم که قبلاً هرگز امتحان نکرده اید؟ یک تماس تلفنی در وسط روز؟ گل سرخ بلند و یادداشت عشق؟ ده ها راه برای پر کردن بادبان بار دیگر وجود دارد.

من یک مناسبت را به یاد می آورم - سالها پس از آن روز اول ولنتاین تاسف آور - هنگامی که من و شیرلی آنچه را که "مانع های قدیمی" نامیدیم را کاوش کردیم. ما یک روز کل را با هم آغاز کردیم ، با بازدید از بازار کشاورز ، جایی که به عنوان عاشقان جوان قدم زده بودیم.

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



همسر خود را برای اعطای کمک هزینه نکنید

ارسال نظر(0)

 

هرکدام از ما نیاز به صمیمانه داریم که مورد احترام و احترام قرار گیرد. با این حال ، اغلب اوقات ، ما همسران خود را در خانه به عنوان معاشرت می گیریم. آیا جای تعجب است که بسیاری از مادران امروز مشاغل خود را در محیط کار کنار می کشند؟ بسیاری به دلایل مالی کار می کنند ، اما بعضی دیگر این کار را می کنند تا شناخت و تمجید را از طرف همسرانشان پیدا کنند. آیا این هم می تواند به همین دلیل باشد که بسیاری از آقایان ساعتهای زیادی را در محل کار می گذرانند - از طرف همکاران مبلغی را که در خانه نمی گیرند دریافت می کنند؟

شریک زندگی شما معامله گر است و از همه who تجارت می کند که مهارتهای زیادی را برای ازدواج شما به ارمغان می آورد: ارائه دهنده ، آشپز سفارش کوتاه ، پرستار ، مشاور ، برنامه ریز مالی ، باغبان ، داور اختلافات خواهر و برادر ، رهبر معنوی ، آسایش دهنده و موارد دیگر .

من شما را تشویق می کنم که قدردانی خود را از این استعدادها و خدمات نشان دهید. به همسرتان بگویید که چقدر از آشپزی او لذت می برید. شوهر خود را برای کار با یادداشتی که به خاطر قضاوت خوب وی با بودجه خانواده ، ستایش می کند ، بفرستد. در مقابل میهمانان ، از طعم او در دکوراسیون منزل و راهنمایی خردمندانه او درباره کودکان تعریف کنید.

اگر ما باعث نمی شویم که همسر و همسرمان احساس افتخار و احترام بگذارد ، ممکن است شریک زندگی مان را پیدا کنیم که به دنبال شناخت در جایی دیگر باشد.

از کتاب دکتر شب جیمز و شرلی دابسون ، چراغ شب برای زوج ها.

 

منبع :  sanykala





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



11 قاتل ازدواج شما که باید از باید از آنها اجتناب کنید

ارسال نظر(0)

"تمام آنچه برای رشد شدیدترین علفهای هرز مورد نیاز است ، یک ترک کوچک در پیاده رو است."

-دکتر. جیمز دابسون

سؤال: دکتر دابسون ، آیا می توانید برخی از "قاتلان اصلی" را که بیشترین میزان طلاق را در خانواده های امروزی گرفتار می کند ، شناسایی کنید؟

پاسخ: توصیف همه آنها شاید 50 جلد باشد ، و حتی در این صورت فقط سطح را خراش می دهیم. اگر فرصتی برای انجام این کار وجود داشته باشد ، هر یک از "اژدها" زیر می تواند رابطه را به خرد تبدیل کند:

1. غلبه بر فرسودگی و فرسودگی جسمی: ​​از این شرایط مراقب باشید. این مخصوصا زوج های جوانی است که در تلاش هستند تا در یک حرفه یا مدرسه شروع به کار کنند. سعی نکنید به دانشگاه بروید ، تمام وقت کار کنید ، یک کودک داشته باشید ، یک کودک نو پا را مدیریت کنید ، خانه درست کنید و همزمان کار خود را شروع کنید. این مسخره به نظر می رسد ، اما بسیاری از زوج های جوان همین کار را انجام می دهند و وقتی از هم جدا می شوند ازدواجشان شگفت زده می شود. چرا آنها نمی شوند؟ تنها زمانی که یکدیگر را می بینند ، زمانی است که فرسوده می شوند! اگر امید دارند که عشق خود را زنده نگه دارند ، همسر و همسران باید زمان دیگری را برای یکدیگر حفظ کنند.

2. اعتباری زیاد و درگیری در مورد نحوه هزینه کردن پول: ما قبلاً آن را گفته بودیم. برای کالاهای مصرفی پول نقدی بپردازید یا خریداری نکنید. بیشتر از هزینه ای که می توانید برای خانه و ماشین اختصاص دهید هزینه نکنید ، و منابع بسیار کمی را برای قدمت ، سفرهای کوتاه ، بچه ها و غیره اختصاص دهید ، وجوه خود را با عقل سلیمان اختصاص دهید.

3. خودخواهی: در جهان دو نوع آدم وجود دارد ، عوام و گیرندگان. ازدواج بین دو زن می تواند یک چیز زیبا باشد. اصطکاک برای اهدا کننده و یک گیرنده اجتناب ناپذیر است. اما دو نگهدارنده می توانند ظرف مدت چند هفته یکدیگر را به هم چسبانند. خودخواهی شرکای زناشویی را به ترتیب کوتاه خراب می کند.

4- روابط ناسالم با زنانی که اگر زن یا شوهر کاملاً از والدین رها نشده اند ، بهتر است در نزدیکی آنها زندگی نکنید. استقلال برای برخی از مادران و پدران دشوار است و نزدیکی به دلیل دردسر ایجاد می شود.

5- انتظارات غیرواقعی: برخی از زوجین با پیش بینی خانه های گل سرخ ، پیش بینی خطوط گل پامچال و شادی بدون سرنوشت به ازدواج می آیند. هیچ راهی وجود ندارد که یک ازدواج بین دو انسان ناقص بتواند این انتظار را برآورده کند. مشاور فقید ژان لو اعتقاد داشت ، و من موافقم ، که این توهم عاشقانه به ویژه برای زنان آمریکایی مشخص است ، که از همسرشان انتظار بیشتری دارند تا بتوانند تأمین کنند. ناامیدی در نتیجه یک میدان مین احساسی است.

6. مهاجمان فضایی: من توسط مهاجمان فضایی ، من به بیگانگان مریخ مراجعه نمی کنم. در عوض ، نگرانی من برای کسانی است که "اتاق تنفس" مورد نیاز شرکای خود را نقض می کنند ، به سرعت آنها را خفه می کنند و جذابیت بین آنها را از بین می برند. حسادت از راههایی است که پدیده از خود بروز می دهد. دیگری یک خودپنداره ضعیف است که باعث می شود همسر ناامن به ساخت قفس در اطراف دیگری بپردازد. اغلب رابطه را خفه می کند. عشق باید آزاد باشد و باید اعتماد به نفس داشته باشد.

7. سرخوردگی جنسی و شریک زندگی آن ، چمن سبزتر کفر: این یک ترکیب کشنده است!

8- فروپاشی کسب و کار: عدم موفقیت در کار به ویژه مردان را بد می کند. اضطراب آنها نسبت به معكوس مالي ، گاهي عصبانيت را در درون خانواده تشديد مي كند.

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



شما متفاوت هستید و این خوب است!

ارسال نظر(0)

با این وجود ، هر فردی در بین شما نیز دوست دارد همسر خود را حتی به عنوان خود دوست داشته باشد ، و همسر باید بداند که به همسر خود احترام می گذارد.

- افسسیان 5:33

در مردان مانند وافل است - زنان مانند اسپاگتی هستند ، بیل و پام فارل ذهن مردان و زنان را توصیف می کنند.

مردان مانند وافل هستند

منظور ما این نیست که آقایان بر همه تصمیمات "تردید" می کنند و عموما ناپایدار هستند. منظور ما این است که مردان زندگی را در صندوق ها پردازش می کنند. اگر به یک وافل نگاه کنید ، مجموعه ای از جعبه ها را با دیوار جدا می کنید. جعبه ها همه از یکدیگر جدا هستند و مکان های مناسب نگهداری را ایجاد می کنند. این به طور معمول نحوه زندگی انسان را پردازش می کند. تفکر [مردان] به جعبه هایی تقسیم می شود که فقط یک موضوع و یک موضوع دارند. شماره اول زندگی در جعبه اول می رود ، دوم در جعبه دوم و موارد دیگر. مرد معمولی فقط در یک جعبه و فقط یک جعبه زندگی می کند. وقتی مرد در محل کار است ، در محل کار است. وقتی او در حال گاراژ در اطراف است ، او در حال گاراژ در گاراژ است. وقتی او در حال تماشای تلویزیون است ، او به سادگی در حال تماشای تلویزیون است. به همین دلیل است که او به نظر می رسد که در یک خلسه است و می تواند هر آنچه را که در اطرافش اتفاق می افتد نادیده بگیرد. دانشمندان علوم اجتماعی این را "تقسیم بندی" می نامند - این یعنی قرار دادن زندگی و مسئولیت ها در محفظه های مختلف ...

زنان مانند اسپاگتی هستند

برخلاف رویکرد شبیه وافل مردان ، زنان زندگی را بیشتر مانند یک بشقاب ماکارونی پردازش می کنند. اگر به یک بشقاب اسپاگتی نگاه کنید ، متوجه می شوید که رشته های فردی زیادی وجود دارد که همه به یکدیگر لمس می کنند. اگر سعی کردید یک رشته فرنگی را در اطراف صفحه دنبال کنید ، بسیاری از رشته های دیگر را با هم تلاشی می کنید ، و حتی ممکن است یکپارچه به یک رشته فرنگی دیگر بروید. اینگونه است که زنان با زندگی روبرو می شوند. هر فکر و مسئله به نوعی با هر فکر و مسئله دیگر مرتبط است. زندگی برای زنان فرایندی بیش از مردان است

به همین دلیل است که زنان به طور معمول در کارهای چند وظیفه ای بهتر از مردان هستند. او می تواند از طریق تلفن صحبت کند ، یک وعده غذایی تهیه کند ، یک لیست خرید تهیه کند ، در جلسه کاری فردا در دستور کار قرار بگیرد ، به فرزندانش دستور دهد که آنها برای بازی کردن بیرون می روند و با پایش درب را بدون بستن ضرب و شتم ببندند. از آنجا که تمام افکار ، احساسات و اعتقادات وی با هم مرتبط هستند ، او قادر به پردازش اطلاعات بیشتر و پیگیری فعالیت های بیشتر است.

اسپاگتی و وافل. این یک نمونه وحشی برای توصیف یک حقیقت بسیار مهم است - زن و مرد کاملاً متفاوت هستند. این مانند چیز قدیمی "من تارزان ، تو جین" است که ما به عنوان بچه ها یاد گرفتیم. با وجود اختلافاتشان ، تارزان و جین راهی پیدا کردند که بتوانند با آرامش در میان درختان بچرخند. هرچه زودتر یاد بگیریم که چگونه این جادو را برای ما اتفاق بیفتد ، اتفاقات مسالمت آمیز در اطراف خانه های ما خواهد بود.

برای چیس و کاللی ، شش ماه اول ازدواج آنها به طور غیر عادی و بدون مشکل پیش رفت. سپس ، خواسته های رئیس خود برای ملاقات با مهلت مهم مالی این بود که چیس تا اواخر شب کار کند و کالای را تنها به خانه بگذارد. او از آنجا که شغل چیس او را مصرف کرد ، احساس کم اهمیت تر و کم اهمیتتری کرد. اما چیس می دانست که مهلت به زودی می گذرد و همه چیز به حالت عادی باز خواهد گشت. وقتی در خانه بود ، خیلی تلاش کرد تا با کالی ارتباط برقرار کند. اما او قبلاً ناامید شده بود و احساس می کرد که به اندازه کافی سعی نمی کند نیازهای او را برآورده کند. آنها غالباً در خواب یا خاموشی فرو می خوابند.

در روز مهلت ، اوایل کار خود را از کار خارج کرد و یک جعبه شکلات ، لباس زیر زنانه جدید ، و یک دسته گل را به خانه آورد. برای او ، این پایان نبردها خواهد بود. در حالی که او با هدایا در دست از طریق درب می رفت ، وی را با تابش خیره کننده ملاقات می کرد. پیامی که وی دریافت کرد این بود که تنها چیزی که او می خواست رابطه جنسی بود. از طرف دیگر او احساس تنهایی کرد. او احساس طرد كرد و انگار هيچ كاري نتوانسته است او را راضي كند ، براي كار بر روي اتومبيل خود به گاراژ بازگشت.

بیشتر ما می توانیم با این داستان ارتباط برقرار کنیم. دو نفر که واقعاً یکدیگر را دوست دارند و می خواهند ارتباط برقرار کنند اما نمی توانند. کاللی زمان بیشتری را به همراه همسرش می خواست و با هدیه احساس سوء تفاهم می شد. او احساس طرد شد.

چرا به نظر نمی رسد که با مردانی که دوستشان داریم درست آن را بگیریم؟

من معتقدم که به این دلیل است که ما به معنای واقعی کلمه "مخالف" هستیم. زنان برای حمایت از مردان در زندگی خود و مردان ایجاد شده اند تا از زنان در دفاع از خود محافظت کنند (پیدایش 2: 18). ما برای تکمیل و پایداری یکدیگر ایجاد شده ایم. از آنجا که ما برای اهداف مختلف ایجاد شده ایم ، نیازهای مختلفی داریم.

دکتر ویلارد اف. هارلی ، جونیور در کتاب خود ، نیازهای او ، نیازهای او ، برخی از این مهمترین تفاوت ها را بیان می کند:

• او نمی تواند بدون محبت انجام دهد.

• او بدون تحقق جنسی نمی تواند انجام دهد.

• او به او نیاز دارد تا با او صحبت کند و مکالمه کند.

او به او نیاز دارد تا همبازی او باشد و کارهایی را با او انجام دهد. (هارلی از این به عنوان همراهی تفریحی یاد می کند.)

• او باید کاملاً به او اعتماد کند. صداقت و صراحت در روابط بسیار مهم است.

• او به یک همسر جذاب نیاز دارد. (این بدان معناست که باید به ظاهر خود افتخار کنید و به دنبال او باشید.)

• او به ثبات مالی و پشتیبانی نیاز دارد.

• او به آرامش و آرامش در خانه احتیاج دارد.

• او به او احتیاج دارد تا پدر خوبی باشد و در خانواده متعهد باشد.

• او به او نیاز دارد تا به او افتخار کند

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



ساختن پرچینهایی در اطراف ازدواج

ارسال نظر(0)

پس چگونه می توان جلوی شکسته شدن در پیاده روهای ازدواج خود را گرفت؟ خوب ، مطمئن ترین راه برای جلوگیری از رابطه ، فرار از وسوسه به محض مواجهه با شما است. جری جنکینز ، نویسنده ، از این عزم را برای حفظ خلوص اخلاقی به عنوان "محاصره ساختمان" در اطراف ازدواج یاد کرده است تا هرگز وسوسه نشود. شما برای محافظت از خود و ارتقاء سطح اعتماد به ازدواج در همان زمان اقداماتی را انجام می دهید.

برای ایجاد یک پرچین در اطراف خانه ، در مورد تعامل خود با جنس مخالف با شریک زندگی خود صحبت کنید. سپس دستورالعمل های حساس و حساس را تنظیم کنید. برخی از زوجین ناهار را با یک همکار رد می کنند ، با هم مسافرت می کنند ، به تنهایی در پشت درهای بسته صحبت می کنند ، سوار شدن را به اشتراک می گذارند یا به عنوان "زوج" در یک پروژه کار می کنند. در مورد آنچه که شما هر دو منطقی می دانید موافقت کنید ، سپس به آن توافق پایبند باشید. اگر با شرایطی روبرو شده اید که در مورد آن بحث نکرده اید ، از قبل از همسرتان در مورد آن سؤال کنید و اگر او از این کار راحت نیست ، این کار را نکنید. به نگرانی های یکدیگر گوش فرا دهید. خداوند شما را به دلیل خوب شما را "یک جسم" قرار داده است.

ممکن است کمی دوستانه بودن با یک عضو جنس مخالف نشان داده شود ، اما از عبور از خط در معاشقه خودداری کنید. از خود بپرسید ، "اگر همسرم شاهد این تبادل بود ، همسر من احساس راحتی می کرد؟ آیا اقدامات من اعتماد می کرد یا باعث انگیزه های من می شد؟"

در ابتدا ممکن است به نظر می رسد درخواست اجازه برای شرکت در آنچه که احتمالاً یک فعالیت کاملاً بیگناه است ، شرکت کند. اما شما به سرعت فهمیدید که وقتی اوضاع معکوس می شود و شریک زندگی شما کسی است که از شما سؤال می کند ، چه حیرت انگیز می کنید!

 





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



چگونه با همسر خود وفادار بمانید

ارسال نظر(0)

سوال: دکتر دوبسون ، شما بیش از پنجاه سال با خوشحالی ازدواج کرده اید. آیا تاکنون وسوسه شده اید که با همسرتان بی ایمان باشید؟ نقاط خطر که کسانی از ما که جوان تر هستند باید مراقب باشند چیست؟

دکتر دابسون: راستش ، من حتی فکر تقلب در شرلی را هم هرگز در نظر نگرفته ام. فکر کردن به صدمه زدن به او و دعوت از داوری خدا بیش از حد کافی است تا مرا مستقیم و باریک نگه دارد. علاوه بر این ، من هیچ وقت تخصص خاصی را که در طول این سالها با هم داشتیم نابود نمی کنم. اما حتی ازدواج هایی که مبتنی بر آن نوع تعهدات است ، از حملات شیطان مصون نیستند.

او در زمان آسیب پذیری خاص ، دام را برای من گذاشت. من و شرلی فقط چند سال بود که وقتی یک هیاهو جزئی داشتیم ازدواج کردیم. اتفاق بزرگی نبود ، اما ما هر دو در آن زمان بسیار مورد تحریک قرار گرفتیم. سوار ماشین شدم و حدوداً یک ساعت سوار شدم تا خنک شود. سپس وقتی در خانه بودم ، دختری بسیار جذاب کنار من در ماشینش سوار شد و لبخند زد. او آشکارا با من معاشقه می کرد. سپس آهسته شد ، به عقب نگاه کرد و به یک خیابان جانبی برگشت. می دانستم که او مرا به دنبالش دعوت می کند.

طعمه را نگرفتم. من فقط به خانه رفتم و با شرلی آرایش کردم. اما بعداً فكر كردم كه شیطان شرور چگونه از مزایای لحظه ای بین ما بهره گرفته است. کتاب مقدس از شیطان به عنوان "شیر غرش" یاد می کند که چه کسی او را می بلعید "(اول پیتر 5: 8 ، KJV). من می توانم ببینم واقعاً این توضیحات چقدر صادق است. او می دانست بهترین فرصت او برای آسیب رساندن به ازدواج ما در این ساعت یا دو ساعت بود که ما از یکدیگر عصبانی شدیم. این معمولی برای استراتژی او است. او برای شما تله ای خواهد گذاشت ، و احتمالاً در زمان آسیب پذیری به وجود خواهد آمد. میوه های زیبا ، جذاب و ممنوع هنگامی که گرسنگی شما بزرگترین است به شما عرضه می شود. اگر به اندازه کافی احمق باشید که به آن برسید ، انگشتان دست خود را در قسمت پوسیده پوسیده در قسمت پشت فرو می برند. این راهی است که گناه در زندگی ما عمل می کند. این وعده همه چیز را می دهد. این چیزی نیست جز انزجار و دل درد.





ادامه ی مطلب ...

نوشته شده توسط مجید در ساعت



درباره



به وبلاگ من خوش آمدید
majidgsm89@gmail.com


مطالب پیشین

اسپری نانوسان دیجی کالا
دستگاه وکیوم مردانه (روناس طب) 100 درصد اصلی
5 روش طبیعی برای تنگ کردن مهبل شما
پیری و ازدواج شما
3 نقطه تعارض در ازدواج
نحوه جلوگیری از قفل کردن شاخ ها با همسر خود
ازدواج بدون دعوا
بگذار عشق تو از جعبه خارج شود
همسر خود را برای اعطای کمک هزینه نکنید
11 قاتل ازدواج شما که باید از باید از آنها اجتناب کنید




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by 97298

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران